کارآفرینی اجتماعی چیست؟

«کارآفرینی اجتماعی» چیست و «کارآفرین اجتماعی» کیست؟! برای اندیشیدن حول هر مفهوم ابتدا باید به تعریفی روشن از آن مفهوم دست یافت. اصطلاح «کارآفرینی اجتماعی» متشکل از دو واژه است: «کارآفرینی» و «اجتماعی»! با کمی دقت متوجه می شویم واژه «کارآفرین» خود نیز دارای دو بخش است: «کار» و «آفریدن»!

مفهوم کار از مفاهیم بدیهیِ رایج در جامعه است، مفهومی که می توان گفت اشتراکی بین الاذهانی در خصوص آن در میان مردم وجود دارد. این واژه به معنای تلاشی معنادار دار جهت دستیابی به هدفی مشخص است، تلاشی که نیازمند نیروی جسمی و فکری متمرکز و مشخص و ایجاد ابزارهای لازم برای دستیابی به هدف است. کار واژه ای چندبعدی است اما مهمترین بعدِ آن با اقتصاد و فعالیتِ درآمدزا پیوند دارد. اگر در گذشته کار فقط در معنای یدی و قابل لمسِ آن تعریف و تحدید می شد، امروز کار به حوزه هایی که چندان قابل لمس و یدی هم نیستند تسری یافته است، از همینجا می توان شاهد اهمیت یافتنِ واژه «آفریدن» در حوزه کار و فعالیت بود. در حقیقت بخشِ دوم واژه «کارآفرینی» ناظر به اهمیت «خلاقیت» و «زایش فکری» در ایجاد عرصه های نو برای کار و فعالیت بشری است. همه این مقدمات به معنای این است که «کارآفرینی» فعالیتی خلاقانه است که در آن فرد با تکیه بر ایده های نو اقدام به خلق فضاهای نو جهت کار و زایشِ اقتصادی می کند. کارآفرینی فرایند خلث ارزش از خلاقیت است. از این رو می توان کارآفرین را فردی خلاق دانست که می تواند با ایده های خود موجب شکل گیریِ تحولات مهمی در حوزه کار و فعالیتِ اقتصادی بشری شود و به تولید محصول یا کالا کمک کند. در این فرایند ایده باید به کالا و محصول بدل شود.

بخش دوم اصطلاح «کارآفرینی اجتماعی» به یکی از مهمترین ابعاد زندگی بشری اشاره دارد، یعنی بعد اجتماعی. در این بخش کارآفرین سعی می کند با ایده های نوآورانه خود مسئله ای از مسائل موجود در اجتماع را حل کند، او در پی طرح راه حلهای خلاقانه برای مسائل مختلف زندگی امروزی است، مسائلی مانند فقر، اعتیاد، مسائل مربوط به محیط زیست، مصرف، زباله، ترافیک، آلودگی هوا و… کارآفرینِ اجتماعی با در نظر گرفتنِ مناسباتِ اقتصادی و تلاش برای تولید محصول و کسبِ سود، فرایند ایجاد کار و تولید محصولش را عطف به یک معضل و مسئله اجتماعی طراحی می کند. در این مسیر هم کارآفرین به تولید محصول، اشتغالزایی، عرضه محصول و کسبِ سود دست یافته است و هم معضلی از معضلات اجتماعی رفع شده است. اما باید در نظر داشت، هدف اساسی کارآفرین اجتماعی رسیدن به سود بالاتر نیست، بلکه رسیدن به درآمد پایدار برای بقای مجموعه جهت فعالیت اولویت اساسی است. هدف کارآفرین اجتماعی ایجاد ارزش از تولید انبوه است که مزایای آن به بخش های مختلفی از جامعه می رسد، بخش هایی که دچار معضلاتی مثل فقر و.. هستند.

کارآفرینی اجتماعی در پیوند با کسب و کار اجتماعی می تواند به شکل گیری افقهای نوینی در عرصه اقتصاد و اجتماع منجر شود. در این رویکرد، کسب و کارهای اجتماعی مبتنی بر خلاقیت و ایده های نو شکل گرفته و تولید و عرضه محصول عطف به نیازهای موجود جامعه و مسائل مختلف لایه های مختلف اجتماعی جهت می یابد.

ذکر یک مثالِ بومی خالی از لطف نیست! در ماههای گذشته تصویر زنی از یکی از شهرهای شمالی در شبکه های مجازی منتشر شد. این زن به صورت کاملا فردی اقدام به جداسازی کاغذباطله ها از زباله های سطح شهر می کرد و با پول حاصل از این کارِ مستمر طی یک سال  و نیم هفت کتابخانه در سطح شهر ایجاد کرد. این یک ایده کاملا خلاقانه است که با ساماندهی و برنامه ریزی می تواند به یک فضای کاری نیز بدل شود.

همین خانم طی سالهای گذشته ایده جمع آوری درِ قوطی های پلاستیکی و خرید ویلچربا پول حاصل از فروش آنها را ارائه داده و عملیاتی کرده بود. جهت دهی ایده هایی اینچنین در مسیر اشتغال و ایجاد ساختار کاری برای فعالیت هایی که در گام اول معضلی مانند پسماند را حل می کنند و در گام دوم گرهی از زندگی اجتماعی بخش های مختلف را می گشایند می تواند موجب اشتغالزایی و کارآفرینی نیز شده و به شکل گیری مجموعه های کاریِ خلاق منجر شود.

کارآفرینی اجتماعی متکی است بر خلاقیت و مسئولیت پذیری! خلاقیتی که راهگشاست و مسئولیت پذیری که می تواند مسائل را حل کند.

Print Friendly, PDF & Email